دستهبندی: رمان و داستان

سقوط (لیلا دژالون) نو
توضیحات
سقوط
آلبرکامو
(لیلا دژالون)
یک شب داشتم روی پل قدم می زدم هوا سرد بود و خیابان ها خلوت ، صدای خنده ای از پشت سرم آمد برگشتم و زنی را دیدم که تنها قدم میزد ناگهان صدای فریادی در تاریکی ..
نظرات
دستهبندی: رمان و داستان